ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
435
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
به آن است . زيرا اشكال و محذور كذب اين است كه چيزى را بر خلاف آنچه في نفسه هست بفهمانى ، و اين امر در دروغ به وسيلهء معاريض ( كنايه و توريه ) وجود دارد . بنابراين مراد اين است كه تعريض وقتى جايز است كه انسان به دروغ گفتن ناچار شود و ضرورت و حاجتى پيش آيد و مصلحتى اقتضا كند مثلا مصون ماندن از ظالمان و اشرار ، كه اگر كسى به دروغ در اين گونه موارد ناچار شود براى او رواست ، زيرا گفتار او بر مقتضاى حق و دين است ، و او در حقيقت راستگوست ، اگرچه كلام او غير از آن را بفهماند ، از اين رو كه قصد و نيّتش راست و صحيح و اراده اش در طريق خير و صلاح است . و چنين سخنى بيرون از حقيقت صدق نيست ، زيرا راستگوئى مقصود ذاتى نيست ، بلكه چون بر حق دلالت مىكند مطلوب است ، پس نبايد به ظاهر و قالب آن نگريست ، بلكه بايد به معنى و حقيقت آن توجّه نمود . بلى ، در اين موارد بايد به توريه و كنايه متوسّل شد تا راهى يافت كه الفاظ نيز راست باشد ، اگرچه معاريض در اينكه خلاف واقع را مىفهماند با دروغ صريح شريك است . و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله وقتى قصد سفرى داشت مقصد را پنهان مىكرد ( توريه ) و چنين مىنمود كه مقصد ديگرى دارد ، تا خبر به دشمنان نرسد و او را تعقيب نكنند . و از دلائل جواز تعريض ( سر بسته و به كنايه سخن گفتن ) به شرط صحّت نيّت ، روايتى است در احتجاج كه : « از حضرت صادق ( ع ) دربارهء قول خداى تعالى در داستان إبراهيم عليه السّلام : « قالَ بَلْ فَعَلَه كَبيرُهُمْ هذا فَاسْأَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ » 21 : 63 . ( انبياء ، 63 ) « گفت بلكه اين بزرگشان چنين كرده است ، اگر سخن مىگويند از خودشان بپرسيد » سؤال كردند ، فرمود : نه بت بزرگ بتها را شكسته بود و نه إبراهيم دروغ گفت . پرسيدند : چگونه ؟ فرمود : إبراهيم گفت : اگر سخن گفتن مىتوانند از آنها بپرسيد [ 1 ] ، يعنى اگر سخن مىگويند بت بزرگ هم اين كار را كرده ، و اگر سخن نمىگويند بت بزرگ هم كارى نكرده ، پس نه آنها سخن گفتند و نه إبراهيم عليه السّلام دروغ گفت « . و نيز دربارهء اين قول خداى تعالى :
--> [ 1 ] به اين ترتيب بايد در معنى عبارت آيه تقديم و تأخير قائل شد به اين نحو : ان كانوا ينطقون فاسألوهم .